یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی
انقدر کوتاه است که یک دقیقه
بیشتر با هم بودن را باید جشن
گرفت......
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی
انقدر کوتاه است که یک دقیقه
بیشتر با هم بودن را باید جشن
گرفت......

دختر و پسرنوجوانی بعد از مخالفت والدینشان برای ازدواج از طبقه چهارم ساختمانی به پایین پریدند.
به گزارش ایسنا، ماموران نیروی انتظامی با تماس فردی با مركز فوریتهای پلیسی «110» در جریان سقوط افرادی از چهارم ساختمانی قرار گرفتند.
ماموران كلانتری 31 كوی كارمندان كرج، پس ازحضور درصحنه حادثه با جسد خون آلود پسرنوجوانی روبرو شدند كه به علت نامعلومی خود را از طبقه چهارم ساختمانی به پایین پرتاب كرده بود.
ماموران نیروی انتظامی دربررسیهای اولیه دریافتند كه «آرش» 17 ساله و «سمیرا» 15 ساله از طبقه چهارم ساختمان به پایین پریدهاند كه «آرش» در لحظه سقوط جان خود را از دست داده، اما «سمیرا» از طریق اورژانس به بیمارستان شهید مدنی كرج انتقال داده شده است.
تلاش ماموران برای یافتن سرنخهای از علت وقوع این حادثه ادامه داشت تا این كه كارآگاهان در تحقیق از والدین این دونوجوان دریافتند كه این دو نوجوان به مدت یك سال بوده كه با یكدیگر رابطهدوستانه برقرار كرده بودند و تصمیم بر ازدواج گرفته بودند كه به دلیل مخالفت خانوادههایشان برای ازدواج دست به چنین اقدامی زدند.
سرهنگ یارندی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان تهران، با اعلام این خبر گفت: حال عمومی «سمیرا» به شدت وخیم گزارش شده است.
وی به والدین هشدار داد: از فرزندان نوجوان خود مراقبت بیشتری كرده و با بیان دلایل منطقی فرزندانتان را از پیامدهای ناگوار دوستیهای خیابانی و ازدواجهای زودگذر آگاه كرده تا دیگر شاهد چنین حوادث تلخ و ناگواری نباشیم.
منبع:isna.ir


baghie dar edame matlab
kheili jalebeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
baghie dar edame matlab
hatman bebinin zarar nemikonin

پلیس دوچرخه سوار با هدف افزایش تحرک و سرعت، جایگزین گشتهای پیاده در مأموریتهای تبریز می شود.





حقه روز امتحان!!!!!!

چهار دانشجو شب امتحان بجاي درس خواندن به مهموني و خوش گذروني رفته بودند و هيچ آمادگي امتحانشون رو نداشتند.
روز
امتحان به فكر چاره افتادند و حقه اي سوار كردند به اين صورت كه سر و
روشون رو كثيف و كردند و مقداري هم با پاره كردن لباس هاشون در ظاهرشون
تغييراتي بوجود آوردند.
سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يكراست به پيش استاد رفتند.
مسئله رو با استاد اينطور مطرح كردند كه ديشب به يك مراسم عروسي خارج از شهر رفته بودند
و در راه برگشت از شانس بد يكي از لاستيك هاي ماشين پنچر ميشه
و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايي رسوندنش و اين بوده كه به
آمادگي لازم براي امتحان نرسيدند كلي از اينها اصرار و از استاد انكار.
آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يك امتحان اختصاصي براي اين 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه،
آنها هم بشكن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن
و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگي خودشون رو ابراز كنند!
استاد
عنوان ميكنه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد هر كدوم
از دانشجوها توي يك كلاس بنشينند و امتحان بدن كه آنها به خاطر داشتن وقت
كافي و آمادگي لازم با كمال ميل قبول ميك نند.
امتحان حاوي دو سوال و بارم بندي از نمره بيست بود:
فک میکنین سوالا چی بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برو ادامه مطلب...

منبع:تابناك
سلطان ستاري، دختر ستارخان

خیلی باحاله


BAGHIE DAR EDAME MATLAB



بقیه در ادامه مطلب...